آقای ,معلّم ,دفتر ,دقیقه ,برایتان ,آقای طاهرپور

گزارش ِجلسهِ دوازدهم


«به نام آنکه گل را رنگ و بو داد [1]»گزارش دوازدهم خود را در تاریخ 3/10/1393 خورشیدی برابر با سالروز تولّد عیسی مسیح برایتان می نویسم. به نظرم رسید بیتی از خاقانی شروانی شاعر دو مذهبی کشورمان را برایتان بنویسم. خاقانی از پدر مسلمان و از مادر مسیحی است و حال بیتِ او: «روزه کردم نذر چون مریم که هم مریم صفاست/خاطر روح القدس پیوند عیسی زای من». بگذارید از اوّل داستان برایتان بگویم. این بار شب قبل را در حال کارهای وبلاگ بودم و یادم رفت با آقای طاهرپور هماهنگ کنم ولی خدارا شکر صبح توانستن کمی زودتر برایش پیامی بفرستم، و او جوابم را داد. من از خانه بیرون زدم و در کوچه منتظر او ماندم. آخر همسایه هستیم و بیشتر وقت ها که من خانه ام لطف می کنند و مرا هم خبر می دهند. در کوچه، ئهوای سردی می وزید و آقای طاهرپور که تازه از سانیج رسیده بود با لباس سفید و کتابهای زیر بغلش آمد و پس از سلام و احوالپرسی در ماشینش نشست. من هم سوار شدم. حدود ساعت 7:20 دقیقه به یزد رسیدیم و من پس از ملاقات با دوستانم {آقایان عسکرپور و جلایق}در خوابگاه دانشگاه ساعت7:30 دقیقه راهی مدرسه شدم. ساعت 7:45 یا 46 دقیقه بود که به مدرسه وارد شدم و راست به دفتر دبیران رفتم. همگی در حال خوش و بش بودند. با سلام من به آنها و پاسخ های مهرانگیزشان مجلس گرمای بیشتری گرفت. هر کدام از دبیران می آمدند و از احوال یکدیگر جویا می شدند. بحث هایی در این میان شکل می گرفت که مرتبه معلّم را تا حدّ قابل توجّهی پائین می آورد که من هم جواب نمی دادم،و فقط با لبخندی کوتاه جواب می دادم. آقای مدیر از قبل برنامه صبح گاه را برهم زده بود و دانش آموزان را به نمازخانه برده بود. انگار در مورد امتحانات ثلث اول می خواست حرفهایی بزند. معلّمان به حرف های خود ادامه می دادند،و بقولی«اگر دنیا را هم آب ببرد، حرف های اینها از کلّه شان نمی پرد». آقای کریمی(معلّم ورزش) هم وارد دفتر شد و با پانهادن در بحث، به من رو کرد و گفت : «ببخشید، چشم و گوشت را ببند». امّا با این حرف آقای کرمی هم آقایان فلانی و فلانی از رو نمی رفتند و حرفها پایان نمی پذیرفت. بلآخره مدیر آمد و آنها را با احترام از دفتر بیرون و به کلاس ها راهنمایی کرد. من و آقای دهقان به کلاس هفتم رفتیم. همگی باورود معلّم برپا ایستاده و پس از مدّتی نشستند. موضوع جالب اینکه امروز صندلی سرِ جایش بود!!! این هم برای خودش پدیده ایست که باید در بین پدیده های هفتگانه جهان به ثبت برسد. «لطفاً مسئولین پیگیری کنند».

ادامه مطلب
منبع اصلی مطلب : سِپَنجی سَرای
برچسب ها : آقای ,معلّم ,دفتر ,دقیقه ,برایتان ,آقای طاهرپور
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : یادی از کارورزی مرحله اوّل